ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

693

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

آمد . « 1 » ولايت ترشيز را نيز به امير على نقى خان عرب زنگوئى « 2 » حاكم طبس داد و منگوقاآن ميرزا ولد اصغر خود را به اسم ايالت نزد او نهاد . پس از انقضاى مدّت سه ماه ، محمد خان قرايى حاكم تربت حيدريه به عادت معهوده طغيان ورزيد و در سايهء ديوار قباحت و وقاحت آرميد . رضا قلى خان كرد زعفرانلو حاكم خبوشان معروف به ايلخانى به سبب عداوتى كه با محمد خان داشت ، نوّاب هلاكو ميرزا را به عزيمت تسخير تربت برگماشت . در اندك زمانى از جمعيّت خراسانى معادل شش هزار نفر در خارج ارض اقدس جمع شدند و رضا قلى خان مزبور به اتفاق نجف قلى خان حاكم بزونجرد و صيد محمد خان جلاير حاكم كلات و بيگلرخان [ 395 ] چاپشلو حاكم دره‌جز ، هريك با جمعيّت خود ، نوّاب اميرزاده را پروانهء شمع آمدند . در اواسط شهر رمضان المبارك سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه از ارض فيض فرض ، حركت دست داد و نوّاب اميرزاده با خوانين و آن جمعيّت آماده ، روى سعادت به تسخير ولايت تربت نهاد . در منزل رباط سفيد ، امير على نقى خان عرب زنگوئى و امير اسد اللّه خان عرب خزيمه ، حاكم طبس و قاينات ، با جمعيّت خود رسيدند و با آن احتشاد زياد و دو عراده توپ صاعقه بنياد ، قاصد تربت گرديدند . يار محمد خان افغان هم كه از جانب كامران ميرزا « 3 » والى هرات در غوريان با دو هزار افغان منتظر اشارتى بود ، در دور تربت خود را به معسكر فيروزى نشان ملحق نمود . يك نفر از خويشان بنياد خان هزاره نيز به استصواب رضا قلى خان ايلخانى با هفتصد « 4 » نفر سوار جلادت مبانى وارد گشت و محمد خان قرايى عرصه را تنگ و خود را عاجز از جنگ ديده در ظاهر از مرحلهء نافرمانى درگذشت . در جزو با نوّاب هلاكو ميرزا بناى مراوده گذاشت و از فرط شيطان خيالى ، چنين معروض داشت كه : هرگاه نوّاب اميرزاده ، حمايت و رعايت مرا قصد فرمايد و گوش به عرض غرض‌آميز خوانين نگشايد و به دستخط مبارك مرا مطمئن نمايد ، پالهنگ صداقت به گردن اندازم و عن‌قريب به شرفيابى

--> ( 1 ) . مجلس : - « ارغون ميرزا . . . آمد » ( 2 ) . در تاريخ جهان‌آرا ، اثر ميرزا محمد صادق وقايع‌نگار مروزى ، زنگويى و زنگولى هر دو املا آمده است ؛ ملى و مجلس : « زنگولى » ( 3 ) . مجلس : « ميرزاى » ( 4 ) . ملى : « هفصد »